تبليغاتX
آتشکده

آتشکده

درباره وبلاگ

خبرنگارم و دنبال یک سری آرمان ها و آروزهایی برای کشورم که می دونم حالا حالاها دست نیافتنی خواهد بود
الان هستم چون می دونم تنها جایی که می شه بدون حاشیه و ... نوشت فقط اینجاست
پس هستم ...

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
پیوندها
نرگس نیک ضمیر
شیرین سعیدی
نجمه آحربندیان
امیر آشتیانی
مهدی اسدی
مشرق زمین
جواد لگزیان
رضا آیدین
R . E . D - S . K . Y
ابوالفضل سلمانزاده
روزهای یک خبرنگار
وب نوشته های یک خبرنگار
مرجان نماینده
مهتاب السادات حسینی
محمد تاجیک
مهدی نورعلیشاهی
نگین بهکام
علی حق
فرشته بهروزی
سکینه صارمی
بهترین دانلودها
بهمن احمدی اموئی
با وفای تنها
فروشگاه اینترنتی
مرجع عاشقانه های شعر معاصر
آرتور
آشیونه
اندیشه آریا
منظر ویسی
فاطمه پاکزاد
آسمون آبی و هوای تازه می خوام
من و تو یک عالمه حرف
حمید رضا طهماسبی پور
علی پاکزاد
دختر تنها
كنج ذهن
رها(قاصدك گمشده )
خاطرات من و تو
هيچ و پوچ
ياسمين (ساحره)
شب هاي غم
انديشه پويا
شيطان كوه
سیامول
احمد بروغنی
مهيار(يه جورائي)
بامن از عشق سخن نگویید
قالب وبلاگ

طراحی اختصاصی توسط:
طراحی وب سایت تجاری و قالب وبلاگ
Powered By
BLOGFA.COM
JavaScript Codes

از این به بعد می تونید به جای گازوئیل و بنزین در باک خودروهاتون از آش استفاده کنید !!!

اما علت علمیش ...

دولت و مجلس ظاهرا تصمیم دارن برای سال آینده یه آش خوب از بنزین و گازوئیل درست کنن!!!

مجلس می گه :تکلیف بنزین و گازوئیل را دولت باید برای سال آینده خودش روشن کنه و فقط ما         می تونیم ۳ میلیارد دلار در بودجه برای واردات این دو فراورده اختصاص بدیم .

دولت می گه :ما تصمیمی برای افزایش قیمت بنزین و گازوئیل در سال آینده نداریم و به شدتم تو مجلس دنبال رایزنی برای عدم افزایش قیمت این دو فراوردست .

البته بگذریم از اینکه خود دولت بود که با ارائه لایحه ای برای خروج بنزین و گازوئیل از سبد حمایتی تا ۵ سال آینده مجلس را قانع به تصویب اون کرد و حالا تاکید داره که نمی خواد قیمت هارو افزایش بده .

البته اینم از زرنگی دولته تا دو سال دیگه که خودشه افزایش نمی ده دولت بعدی رو می ندازه تو دردسر افزایش قیمت و در نتیجه نارضایتی مردم و خدابیامرزی مردم برای احمدی نژآد

از موضوعات سیاسی بیایم بیرون که خطرناکه حسن!!!

اما یکی نیست به این  مجلس بگه بابا شما امسال ۷ میلیارد دلار هزینه واردات بنزین و گازوئیلتون شد با وجود اینکه تو بودجه ۸/۳ میلیارد دلار اختصاص یافته بود دولتم بدون هماهنگی با مجلس به وارداتش ادامه داد و الانم رسیده به ۷ میلیارد دلار .

مجلسم که نتونست حرفی بزنه اول قرار بود یک ماه پیش دولت هر چه سریعتر جوابگو باشه که یه مدت به بازی رسانه گذشت و در نهایت با وارد بازی سه شیفت شدن بررسی بودجه اینم به فراموشی سپرده شد .

البته اگه قرار به پاسخگویی هم بود که دوستانمون در دولت معلومه که چطوری جواب می دادن که البته از سر نماینده های ما هم زیاده !!!

بالاخره اینکه مجلس ۳ میلیارد و داره تصویب می کنه که دولت به فکر چاره بیفته البته این دوستان ما در مجلس یادشون رفته که اگه قرار بود چاره ای اندوخته شه امسال این چاره اندوخته می شد !!!

مگه بی اجازه وارد کردن بنزین و گازوئیل و از دولت گرفتن که برای سال آینده به فکر چاره بیفته فقط تنها فرقش اینه که سال آینده هم دود آتیش آش این دو قوه به چشم مردم می ره

بازهم صف های طولانی ُ ترافیک ۳-۴ ساعته و ...

بگذریم نتیجه اخلاقی اینکه زود برید آش بخرید آخه احتمالا از سال آینده هم آش وارداتی خواهد شد .

تا آشم گرون نشده من برم برای امیرم (شایعه درست نکنید ماشینمو می گم ) بخرم !

نوشته شده توسط آذر جزایری در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 18:44 | لینک ثابت |


 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

                                           این حل معما نه تو دانی و نه من

هست در پس پرده گفت و گوی من و تو

                                            چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

نوشته شده توسط آذر جزایری در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 15:54 | لینک ثابت |


این روزا کم کم نفس کشیدن هم قراره با اجازه ... انجام بشه

چندی پیش یکی از دوستانم برای خوردن شام با نامزدش به فست فوود سوپر استار تو خیابون ولیعصر می رن .

تقریبا ساعت بین ۸ تا ۹ شب بوده و دوست منم به خیال اینکه تو ماشینه و فقط برای صرف شام پیاده خواهد شد و دوستان عزیز نیروی انتظامی چشمشان بهش نمی افته کت کوتاهشو که تازه از اینگلیس دایی جونش اورده بودو می پوشه !

بالاخره وقتی غذا روی میز قرار می گیره دوستان نیروی انتظامی هم وارد فست فوود می شن و یکی یکی خانم های بدحجابو جمع می کنن و می برن

نکته قابل توجه اینه که اونطور که نقا قول می شه دیگه خانمی تو سوپراستار نمونده بود که نبرن !!!

احتمالا همه شامو با دوستان نیروی انتظامی در زندان صرف کردن !!!

مسوول سوپر استار هم که بنده خدا ایرانی نیست و یک سرمایه گذار خارجیه وقتی شکایت می کنه به اینکه چرا وارد اینجا شدید حدالقل بیرون در می ایستادید با گفتن اینکه شما نمی دونید و ما اجازه ورود داریم دهنش بسته می شه

آخه بنده خدا حق داره زیاد حرف می زد خودشم با اینکه مرد بود اما بالاخره می شد توش چیزی پیدا کرد و بردش اونجا که عرب ...

نتیجه اخلاقیه این موضوع :

خب کوفتتون بشه می شستید تو خونه غذا می خوردید که مجبور نشی ۲۴ ساعت تو مفاسد اجتماعی علاف باشی و تعهد بدی!!!

اصلا از قدیم و ندیم گفتن زن باید بوی قرمه سبزی بده تا زن زندگی باشه بعد شما هی برید مانتو و چکمه گرون قیمت بگیرید بپوشید که در نهایت مجبور شید مثل این دوست من پالتوشو جر بده که دیگه کسی از خواهران کماندو نتونن استفاده کنن !!!

تازه این دوستمون شانس اورده کتک نخورده شنیدم خیلی ها هم کتک خوردن که البته حقشونه      می خواستن رعایت به خطر افتادن اسلام و مسلمینو بکنن!!!

البته یک راه حل برای نجات از این مسایل را دارید مثل من

یک چادر بزارید تو کیف یا ماشینتون در مواقع خطر سرتون کنید !!!

به همین راحتی نه اسلام به خطر می افته و نه آقایون ...

 

 

نوشته شده توسط آذر جزایری در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 16:8 | لینک ثابت |


تو راه خونه حتما به عبور دو ساله از زندگی مشترکش و اومدن کوچولویی که این روزها بیشتر از گذشته سنگین شده و جنب و جوشش هم بیشتر فکر می کرده اگرچه در این یادآوری لذت ها نمی تونست قطعی گاز یک هفته ای را هم در این هوای منفی ۲۵ درجه هم نادیده بگیره .

سر کوچه با همسایشون بر خورد می کنه و پس از سلام و علیک کامل علت نبود ۴ روزه خودشون رو نبود گاز و سرمای بیش از حد عنوان می کنه !!!

بالاخره به در خونه می رسه

وارد راهرو خونه می شه اما کاش اون لحظه یادش می اومد که یک هفته پیش شیر گاز را باز کرده بود بلکه قطعی گاز برطرف شده باشه اما یادش رفته  که اونو ببنده !!

چند ثانیه هم نشد که بعد از روشن کردن چراغ تمام خونه به هوا رفت .

حاضرین این حادثه در نقل قول خودشون می گن که حتی جنازه ای جز تیکه هایی از لباس اون پیدا نشده !!!

اون فقط ۲۱ سالش بود و در انتظار فرزندی به سر می برد که تنها ۱۵ روز به تولدش باقی مانده بود !!!

در حین تهیه یک گزارش به فرمانداری کاشمر تماس گرفتم

یکی از سربازهایی که تلفنو جواب داد وقتی فهمید خبرنگارم انگار داغ دلش تازه شده باشه و شروع کرد به گفتن حوادثی که طی چند روز قطعی گاز در این شهر افتاده !!!

اون گفت به نظر شما مقصر اصلی مرگ این زن کیه ؟؟؟ سهل انگاری اون یا مسوولان !!!

دیروز یکی از مسوولان از اختصاص بودجه برای انتقال خطوط گاز به سه شهر کاشمر -بردسکن و خلیل آباد خبر داد تا این سه شهر مشکلاتشان مرتفع شود .

واقعا نمی شد قبل از رسیدن به فصل سرما فکری به حال مردم این سه شهر کرد.

حتما باید شاهد این اتفاقات باشیم تا مسوولان یادشان بیفته که مردم نیاز به حداقل رفاه عمومی دارن !!!

نمی دونم اگه گاز در این شهرها قطع نمی شد الان اون زن ۲۱ ساله فرزندش در آغوشش بود یا نه ؟!!!

نوشته شده توسط آذر جزایری در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 10:58 | لینک ثابت |


 

بچه که بودم همیشه وقتی اسم «دشمن» می شنیدم تعریفم از این کلمه این بود که حتما باید یک کشور و یک ملیت دیگه علیه یک کشور و یک ملیت بلند بشه و در آن زمانه که می شه گفت "دشمن" در کمینه ! مثل جنگ ایران و عراق که در زمان بچگیم فقط از این جنگ معنی دشمنو فهمیده بودم اما    نمی دونستم سیاست چیه و دلیل این جنگ چیه ؟

اما بگذریم از این مطلب آخه  از اصل ماجرا یعنی معنی کلمه «دشمن» دور می شیم !!!

اما امروز به کجا رسیدیم !!!

هر کدوم از ماها صرف نظر از اینکه همه ما هموطنیم و اهل یک دیار و مرز و بوم بر علیه همیم !!!

از ما کوچیک کوچیکا گرفته که چشم دیدن موفقیت اطرافیانمونو نداریم و فقط سعی می کنیم اونا رو هر جور شده بکوبیم تا مقامات کشوری و دولتی و...

اصلا چرا باید ما این همه حزب و گروهک های کوچیک و بزرگ سیاسی داشته باشیم که همه فقط به جون هم بیفتن و سعی کنن همدیگرو بکوبن !!!

البته سعی ندارم تو این مطلب ببه مقامات دولتی و حزب ها و گروه های مختلف و دشمنی هاشون علیه هم بپردازم !!!

سعی دارم از طریق این نوشته حداقل تلاش کنم برای چند دقیقه هم شده بشینیم و با هم فکر کنیم که چرا ایرانی به اینجا رسیده که حتی توی یک دنیای مجازی وبلاگ هم دست از دشمنی ها و حسادت هاش بر نمی داره !!!

بهترفکرکنیم به تمدن ایرانی که سال هاست گوشه کتابخونه هر کدومه ما داره خاک می خوره !!!

چرا نباید چشم دیدن موفقیت همو داشته باشیم مگر نه اینکه موفقیت هر کدومه ما می تونه افتخاری باشه برای نام ایرانی !!!

حضرت محمد می گه اگه حتی با چشم خودت عمل زشت کسی رو شاهد بودی چشمتو ببند و از کنارش عبور کن

اصلا شما بگید دشمن و دشمنی که این روزا مثل یک وبا به جون ماها افتاده یعنی چی ؟

 

***

من تورا می فهمم

تو همه درک من از بازی رقـاصانی

که به رقـاصی خود شک دارند،

و من از تاریکی این رقـاصی

به دل ِ فاصله ها می پـیـچم!

تو نمی دانی،

                 شمع مـژگان تو روشنگر این تنهائیست . . . .

من تو را در شَـکم!!!

که در این روشنی و رقاصی

                  تو به روشنی من نزدیکی یا به رقاصی عشق؟!

 

من تو را می فهمم و تو را در شکم ...

 

منبع :مرجع عاشقانه های شعر معاصر

 

نوشته شده توسط آذر جزایری در سه شنبه دوم بهمن 1386 ساعت 16:29 | لینک ثابت |


Copyright © 2007 All Rights Reserved by azarjazayeri.Blogfa.com .Design by Yas-Design